باسمه تعالی
مفهوم شناسی هجرت
محمدعلی برزنونی
عضو هیأت علمی دانشگاه و مدیر انستیتو ابن سینا، سارایوو
مکان ارائه: بوسنی و هرزه گوین؛ گوراژده
زمان ارائه: جمعه 25/11/2011 مطابق با 04/09/13909
«هجرت» از مادّهی «هجر» به معناي «ترك» و «جدايي» است. در نگاه راغب اصفهانی در کتاب «المفردات» (ذیل ماده هجر) مهاجرت در اصل به معناي بريدن از ديگري و تركکردن وي است که به چند صورت ممکن است: 1. جداشدن فیزیکی و بدنی: «وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ» (نساء: 34). در بستر از آنها دوري نمایيد.
2. جداشدن قلبی: «إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (فرقان:30). قوم من قرآن را رها كردند.
3. جداشدن زبانی: همان آیهی پیشین.
4. جداشدن و بريدن از دیگری به طور کلی: «وَ اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا» (مزمل:10). در برابر آنچه دشمنان ميگويند شكيبا باش و به طرزي شايسته از آنان دوري گزين! یا در بیانی دیگر: «وَ الَّذِينَ هَاجَرُواْ» (بقره: 218). كساني كه هجرت كردند که طبعاً یکی از معانی حتمی آن، هجرت از بلاد کفر به بلاد ایمان و هجرت از نافرمانی خدا به اطاعت از او است.
هجرت در تاریخ اسلام
هجرت پیامبر اعظم (ص) در یکم ربيع الاول سال یکم هجری قمری از ناحیه مکه به مدینه، از وقایع مهم تاریخ اسلام است.
مسألهي هجرت پيامبر از مكه به مدينه، در جريان بيعت دوم عقبه تثبيت و تعيين شد. كفار قريش با آگاهي از اين امر درصدد كشتن پيامبر اعظم خاتم (ص) برآمدند. براي اين كار پيشنهاد ابوجهل مورد موافقت سران قريش قرار گرفت كه براساس آن از هر تيرهي قريش، جواني برگزيده شود تا همه با هم شبانه و غافلانه به پيامبر اعظم (ص) حملهور شوند و او را به قتل برسانند تا کشندهی اصلی معلوم نگردد و سنت قبیلگی آن زمان برای قصاص قاتل قابل اجرا نباشد. خداوند سبحان، از طریق وحی آسمانی، پيامبر بزرگ خویش را از توطئهي قريش آگاه كرد و فرمان هجرت ايشان را در همان شب صادر فرمود. پيامبر بزرگ (ص) براي گمراهكردن كفار، علي (ع) را در بستر خود قرار داد.
در تاریخ اسلام شب خروج پیامبر اعظم (ص) از شهر مکه و رفتن به غار ثور در اطراف مکه، که شب جمعه 26 صفر بوده است، معروف به «ليله المبيت» شد و هجرت رسول اكرم (ص) نیز مبدأ تاريخ مسلمانان واقع گرديد.
این مسأله، همچنانکه در ابتدای ظهور اسلام، اساسيترين نقش را در پيروزي حكومت اسلامي و گسترش اسلام در سراسر شبه جزیره و بعدها در جهان ايفا كرد، در همهی زمانها و مکانهای دیگر نیز از اهميّت فوق العادهاي برخوردار است كه از يك سو مؤمنان راستین را از تسليم ذلیلانه در برابر فشار و خفقان محيط و سلطه پذیری زبونانه باز ميدارد و از سوي ديگر عامل صدور پیام اسلام و معارف ناب ایمانی به نقاط مختلف جهان ميشود.
زمانبندی هجرت پیامبر اعظم (ص) به شرح زیر است:
روز اول: پنجشنبه ۲۶ صفر ۱ قمری/۹ سپتامبر ۶۲۲: ترک مکه و اقامت سهروزه در غار ثور در نزدیکی مکه
روز پنجم: دوشنبه ۱ ربیعالاول ۱ قمری/۱۳ سپتامبر ۶۲۲: ترک ناحیه مکه و سفر به ناحیه یثرب
روز دوازدهم: دوشنبه ۸ ربیعالاول ۱ قمری/۲۰ سپتامبر ۶۲۲: ورود به قبا در نزدیکی یثرب
روز شانزدهم: جمعه ۱۲ ربیعالاول ۱ قمری/۲۴ سپتامبر ۶۲۲: ورود به یثرب برای نماز جمعه و بازگشت مجدد به قبا
روز بیست و ششم: دوشنبه ۲۲ ربیعالاول ۱ قمری/۴ اکتبر ۶۲۲: انتقال مجدد به یثرب که پس از این دیگر به نام مدینه خوانده میشود.
انواع هجرت
در یک نگاه، هجرت به دو نوع عمده قابل تقسیم است:
فیزیکی و فرهنگی
1) هجرت فیزیکی: مكاني و ظاهري است و میتوان از آن به هجرت صغری نیز یاد کرد که به نوعی با جهاد اصغر (انسان با دشمن بيرون بجنگد و پيروز شود) برابری میکند.
«هجرت صغري» آن است كه انسان از محلي كه نتواند در آن شعاير ديني را احيا كند، كوچ كرده و به جايگاهي برود كه توان اقامهی دين در آن جايگاه ميسر باشد: «الَّذِينَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ» (توبه:20). آنها كه ايمان آوردند و هجرت كردند، و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است و آنها پيروز و رستگارند.
حتی بر اساس یک برداشت تفسیری از علامه طباطبایی در «تفسیر المیزان»، سخن حضرت ابراهيم (ع) نیز که فرمودند: «إّني مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي» (عنكبوت: 26). من به سوي پروردگارم هجرت ميكنم، ناظر به همينگونه از هجرت است. درواقع، دوري از وطن و رفتن به سرزمين غربت براي اين بود كه كسي مانع يكتاپرستي حضرت ابراهيم علیه السلام نشود.
پيامبر اعظم خاتم (ص) چنین هجرتی را برای حفظ دینداری حتی به اندازهی یک وجب، سزاوار بهشت دانستهاند: «مَن فَرَّ بِدينِهِ مِن أرضٍ إلي أرضٍ و إن كانَ شِبراً مِنَ الأرضِ إستَوجَبَ الجَنَّةَ» (بحار الأنوار، ج 19: 31).
در بیان دیگری، هجرت و تمسّک به اسلام را به همگان توصیه میکند و از فروگذاردن هجرت تا زمانی که جهاد باشد، نهی کرده است: «أيُّهَا النّاسُ، هاجِرُوا و تَمَسَّكُوا بِالإسلامِ فَإنَّ الهِجرَةَ لاتَنقَطِعُ مادامَ الجِهادُ» (ميزان الحكمه، ح 21052).
2) هجرت فرهنگی: باطني و معنوي است و میتوان از آن به هجرت کبری نیز یاد کرد که با جهاد اکبر (انسان با دشمن درون نبرد كرده، عادل و با تقوي شده و در صحنه نبرد با هوس درون، پيروز شد. آنان كه به اخلاق الهي متخلق شدهاند، خود را در جهاد اكبر پيروز دانستهاند. يك انسان وارسته، منزه و پرهيزكار در جبههی جهاد اكبر پيروز است) برابری میکند.
«هجرت كبري» آن است كه انسان از هرگونه پليدي، دوري و پرهيز كند. این نوع هجرت، شامل مصادیق بسیاری میشود که نمونههای آن، به تعبیر حضرت استاد آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعالی، هجرت از «ظلمت» به «نور» و از «كفر» به «ايمان» و از «گناه و نافرماني» به «اطاعت و فرمانبري» از مصاديق آن است كه پيام اصيل و فراگير پيامبران و كتابهاي آسماني نیز همين است.
آيهی: «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» (مدثر: 5). از پليدي دوري كن، ناظر به همين هجرت است. يعني: آدمی از خواستههاي باطل نفس كوچ كرده و به حدي برسد كه نفس، از او طلب گناه نكند.
حتی در برخی احادیث تأکید شده است که: مهاجراني كه جسمشان هجرت كرده امّا در درون روح خود، هجرتي نداشتهاند در صف مهاجران نيستند!
پيامبر اعظم (ص) برترین هجرت را، هجرت از چیزی دانستهاند که خدا آن را خوش ندارد: «أفضَلُ الهِجرَةِ أنْ تَهجُرَ ما كَرِهَ اللَّهُ» (كنزالعّمال، ح 46263).
در بیان دیگری، آن عزیز آسمانی و آخرین پیامبر الهی هجرت را دو گونه شمردهاند: هجرت از گناه و هجرت به سوی خدا و رسولش که تا هنگام پذیرش توبه قابل حصول است: «الهِجرَةُ هِجرَتانِ: إحداهُما أن تَهجُرَ السَّيِّئاتِ و الأخري أن تُهاجِرَ إلَي اللَّهِ و رَسولِهِ و لاتَنقَطِعُ الهِجرَةُ ما تُقُبِّلَتِ التَّوبَةُ» (كنزالعّمال، ح 46262).
برجستگی سه مفهوم متعالی در قرآن کریم
اساساً سه مفهوم متعالی در قرآن کریم برجسته است:
یکم: ایمان که وابستگی غایی و دلبستگی واپسین به ذات الهی و وارستگی نهایی بشر از هر غیری است. ایمان، مهمترین شرط رستگاری بشر است و بدون آن، اعمال نیک از کسی پذیرفته نیست.
دوم: هجرت که انسان مومن برای نجات ایمان خود از جایی به جایی (فیزیکی یا فرهنگی) هجرت میکند.
سوم: جهاد که انسان مومن برای نجات ایمان جامعه و در حقیقت نجات جامعه از چنگال اهریمن بیایمانی جهاد مینماید و این جهاد نیز هم فیزیکی و هم فرهنگی (سخت و نرم) است.
آثار مثبت و سازنده هجرت در راه خدا و برای خدا
هجرت در راه خدا و برای خدا هجرتی مثبت و سازنده است که آثار بسیاری نیز به دنبال دارد:
الف) «مايهی آزادي، آرامش و آسايش در انجام آموزهها و شعایر دینی» است و به تعبیر قرآن کریم: «وَ مَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَ سَعَةً» (نساء: 100). كسي كه در راه خدا هجرت كند جاهاي امنِ فراوان و گستردهاي در زمين مييابد. بر اساس دستور این آیه، اگر در محيطي به خاطر عواملي توان انجام وظيفه نبود، باید به محيط و منطقهی امن ديگري مهاجرت كرد.
ب) «موجب بخشودگي گناهان» و به تعبیر قرآن کریم «امیدواری به رحمت پروردگار و غفران الهی» میشود: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَ الَّذِينَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» (بقره: 218). كساني كه ايمان آوردهاند و كساني كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد نمودهاند، آنها اميد به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است. به تعبیر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله جوادی آملی، «بر پايهی اين آيه مؤمنان و مجاهدان همگي به رحمت الهي اميد دارند البته مؤمنان اهل هجرت و جهاد در راه خدا، در مرتبهی والا از رجاي واثق و رحمت خاص برخوردارند».
ج) زمینهی «رهایي از محيط شركآلود و كفرآميز» را فراهم میآورد. چنانکه در ماجرای اصحاب کهف آمده است: «إذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا» (كهف:10). زماني را به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوي خودت رحمتي عطا كن و راه نجاتي براي ما فراهم ساز.»
د) موجبات «پاداش الهی» را پدید میآورد که به تعبیر قرآن کریم، هم دنیوی و هم اخروی است: «وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الآخْرة اکبر لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ» (نحل:41). آنها كه پس از ستمديدن در راه خدا، هجرت كردند، در اين دنيا جايگاه و مقام خوبي به آنها مي دهيم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگتر است اگر ميدانستند. گذشته از پاداش اخروی که برتر و بزرگتر است، پاداش دنیوی مطابق نظر تفسیری علامه طباطبایی، «تشكيل جامعهی صالح اسلامي» است كه واژهی «حسنه» بر آن منطبق است.
ذات اقدس الهی حتی پاداش مرگ در هجرت به سوی خدا را بر عهدهی خویش دانسته است که نشان از عظمت پاداش دارد: «وَ مَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَ كَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» (نساء:100). مطابق این آیه، هركس به عنوان مهاجرت به سوي خدا و پيامبر او، از خانهی خود بيرون رود و به سرزميني رود كه انسانها ميتوانند با كتاب خدا و سنّت رسول خدا آشنا شده و سپس به آن دو عمل كنند، سپس مرگش فرا رسد پاداش او بر خدا است و خداوند، آمرزنده و مهربان است.
خدای سبحان در آيهی ديگري به مهاجراني كه در راه خدا به مقام شهادت ميرسند يا حتّي به مرگ طبيعي از دنيا ميروند وعدهی «رزق حَسَن» و روزی نیکو داده است: «لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا» (حج: 58). مراد اصلی از رزق حسن، نعیم بهشتی است؛ اگرچه به نوعی شامل روزی های پاک و حلال دنیوی نیز می شود.
پیآمد ویژه ترک هجرت
اگر کسی در مواقع ویژه و ضروری، هجرت را ترک کند؛ به تعبیر قرآن کریم، «ظلم به خویشتن» کرده است؛ یعنی: به واسطهی زندگی اختیاری و سهلانگاری در محیط کفرآلود و شرکآمیز، راهی برای آموزش و عمل به معارف دین نمییابد و درنهایت، موجب رویگردانی از دین خدا و ترک برپاداری شعایر الهی میشود: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءتْ مَصِيرًا» (نساء: 97). كساني كه فرشتگان قبض ارواح روح آنها را گرفتند در حالي كه به خويشتن ستم كرده بودند به آنها گفتند: شما در چه حالي بوديد؟ و چرا با اينكه مسلمان بوديد، در صفِ كفّار جاي داشتيد! گفتند: ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم. فرشتگان گفتند: مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟ آنها عذري نداشتند و جايگاهشان دوزخ است و سرانجام بدي است.
هجرت در عرفان
برخی از بزرگان نظیر علامه بحر العلوم، براى سير و سلوك الى الله و پيمودن راه قُرب به پروردگار، عوالم چهارگانه و به تعبير ديگر، چهار منزلگاه مهم و برای هرکدام چهار مرحله ذكر کردهاند که مشتمل بر دوازده مرحله میگردد و پس از طى آنها، سالك الى الله وارد عالم خلوص مىگردد و در مقام توحید به اندازهی وسع خود سکنی میگزیند.
از جمله این مراحل، «هجرت صغرى» (انتقال از «دارالكفر» به «دارالاسلام»)؛ «هجرت كبرى» (هجرت و دورى از اهل عصيان و گناه و از همنشينى با بدان، ظالمان و آلودگان)؛ و «هجرت عظمى» (مهاجرت از وجود خود و به فراموشىسپردن آن و سفر به عالم وجود مطلق و توجه كامل به ذات پاك خدا) است كه در آیهی «و ادخلى جنتى» خطاب به آن شده است.
درواقع، براى سير و سلوك الى الله و پيمودن راه قرب به پروردگار عوالم چهارگانه (چهار منزلگاه مهم) مطرح است:
الف) اسلام
ب) ايمان
ج) هجرت
د) جهاد
براى هر يك از اين عوالم چهارگانه سه مرحله ذكر شده است كه مجموعا دوازده مرحله مىشود كه پس از طى آنها، سالك الى الله وارد عالم خلوص مىگردد. اين مراحل دوازدهگانه به شرح زير است:
منزل 1: اسلام اصغر (اظهار شهادتين و تصديق به آن در ظاهر و انجام وظایف دينى)
منزل 2: ايمان اصغر (تصديق قلبى و اعتقاد باطنى به تمام معارف اسلامى)
منزل 3: اسلام اكبر (تسليم در برابر تمام حقايق اسلام و اوامر و نواهى الهى)
منزل 4: ايمان اكبر (روح و معنى اسلام اكبر به نحوی كه از مرتبه اطاعت به مرتبه شوق، رضا و رغبت منتقل شود)
منزل 5: هجرت صغرى (انتقال از «دارالكفر» به «دارالاسلام» مانند هجرت مسلمانان از مكه در زمان كفر و شرک به مدينه)
منزل 6: هجرت كبرى (هجرت و دورى از اهل عصيان و گناه و پرهیز از همنشينى با بدان، ظالمان و آلودگان)
منزل 7: جهاد اصغر (منزل فتح و ظفر بر جنود و لشكريان شيطان و رهايى از سلطه آنان و خروج از عالم جهل و طبيعت)
منزل 8: جهاد اكبر (محاربه و ستيز با لشكر شيطان با استمداد از لشكر رحمان كه لشكر عقل است)
منزل 9: اسلام اعظم (غلبه بر لشكر شهوت، آمال و آرزوهاى دور و دراز است كه بعد از فتح و ظفر، عوامل بيداركننده برون بر عوامل انحرافى درون پيروز مىشود و قلب، مركز انوار الهى و افاضات ربانى مىگردد)
منزل 10: ايمان اعظم (مشاهده نيستى و فناى خود در برابر خداوند و مرحله دخول در عالم «فادخلى فى عبادى» است كه در اين هنگام حقيقت عبوديت و بندگى خدا ظاهر مىشود)
منزل 11: هجرت عظمى (مهاجرت از وجود خود و به فراموشى سپردن آن و سفر به عالم وجود مطلق و توجه كامل به ذات پاك خدا كه در جمله «و ادخلى جنتى» خطاب به آن شده است)
منزل 12: جهاد اعظم (بعد از هجرت از خويشتن، متوسل به ذات پاك خداوند مىشود تا تمام آثار خودبينى در او محو و نابود گردد و قدم در بساط توحيد مطلق نهد)
بعد از پيمودن اين عوالم دوازدهگانه وارد عالم خلوص مىشود، و مصداق «بل احياء عند ربهم يرزقون» مىگردد.
دو نوع عمده هجرت
نهایت سخن اینکه، هجرت را میتوان به دو نوع عمده تقسیم کرد:
الف) هجرت مثبت: هجرت از بدیها به سوی خوبیها و از ناپاکیها به سوی پاکیها و در یک کلمه، «هجرت از شیطان به سوی رحمان». عموم دوستیهای خدایی و تولی و تبریها، و امر به معروفها و نهی از منکرهایی که در چهارچوب شرع مقدس صورت میگیرد، در این طبقه است. از جمله، هجرتهایی برای آموزش معارف ناب اسلام به دیگران یا هجرت به منظور فراگیری علوم و معارف درست از دیگران، هجرت به منظور جهاد در راه خدا (نظیر کار امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران و…)، هجرت از زشتی ها و گناهان و…
ب) هجرت منفی: هجرت از خوبیها به سوی بدیها و از پاکیها به سوی ناپاکیها و در یک کلمه «هجرت از رحمان به سوی شیطان». عموم قهرهای نفسانی و جداشدنهای بیپایه و بدون دلیل موجه و حب و بغضهای غیرخدایی و دوستیهایی دنیایی در این زمره طبقهبندی میگردد.
از خدای سبحان میطلبیم به همهی ما توفیق هجرت از معاصی و دوری از وساوس شیطانی را عنایت فرماید.
محمدعلی برزنونی
نوامبر 2011 سارایوو